تبليغاتX
پاییز

پاییز

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد

ای که مدتهاست با من نیستی ، من همانم که با من زیستی ، رنجهایم را شنیدی باز هم ، عاقبت گفتی ، غریبه ، کیستی ؟


بزرگترین ارتفاعی که باعث مرگم شد ، افتادن از چشم توست عزیزم

دلخراش است که عاشق به مرادش نرسد ، در پی عشق بسوزد و به یارش نرسد

دوست داشتن مثل الاکلنگ می مونه ، اونی که عاشقته همیشه خودشو میاره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت ببره

لحظه هایم را فقط با یاد تو سر می کنم ، خستگی های دلم را ثبت دفتر می کنم ، در خزان دوریت ای نوگل زیبای عشق ، من شقایق های دلم را بی تو پرپر می کنم

از جدا شدن نوشتی رو تن خسته هر برگ ، غصه خوردمو نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ

هر وقت دلم برات تنگ میشه میام پشت قلبت هی در میزنم ، پس هر وقت قلبت میزنه بدون دلم برات تنگ شده

تنها برنامه ای که تکرارش آرزوی من است پخش زنده ی نگاه توست

اگه یه روز یه پروانه اومد نشست رو شونه هات ، نرونش ، چون من آدرس قشنگ ترین گل دنیا رو بهش دادم

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم ، چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج

یادته بهت گفتم خشت دیوار دلتم ، تو هم منو شکستی اما اشکالی نداره ، حالا خاک زیر پاتم

هزار دفعه بهت گفتم وقتی راه میری جلوی پاتو نگاه کن ، آخر افتادی تو قلبم

چقدر پدال دوچرخه دو نفره دوستیمون سفت شده ، حالا یا من خسته شدم یا شیب زیاد شده یا شاید هم تو دیگه رکاب نمیزنی

در این مثنوی بزرگ طبیعت مصراعی ناتمامیم ، بودنمان انتظار یک بیت شدن است .(شریعتی)


توی دنیای کودکان هرکی زودتر بگه دوست دارم برندست ، اما تو دنیای بزرگترا هرکی زودتر بگه دوست دارم بازندست ، کودکی باش و نباز

مثل شقایق زندگی کن کوتاه اما زیبا ، مثل پرستو کوچ کن فصلی اما هدفمند ، مثل پروانه بمیر دردناک اما عاشق

قصه دوستی من و تو به قشنگی خیاله ، من و تو ماهی و آبیم که جداییمون محاله

آنکه چشمان تورا اینهمه زیبا میکرد ، کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد ، یا نمیداد به تو اینهمه زیبایی را ، یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم ، با اشک تمام کوچه را تر کردم ، وقتی که شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم

میگند دل آدما اندازه مشتشونه ، پس چه جوری یه دنیا عشق ، یه دریا مهربانی تو دلت جا شده

همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن ، قطره قطره میچکم از چشم خود پاکم مکن

خیلی سخته که ببینی یه آهو اسیر پنجه های یه شیر شده ، ولی تلخ تر از اون اینه که ببینی یه شیر اسر چشمای آهو شده

میرسد روزی که بی من زندگی را سر کنی ، میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

همیشه خواستن توانستن نیست ، خواستم بگویم دوستت دارم ، نتوانستم

می دونی بازی روزگار چیه ؟ این که تو چشم بذاری من قایم شم . بعد تو یکی دیگه رو پیدا کنی

برای مردن افتادن از هیچ ارتفاعی نیاز نیست ، کافیه از چشمهای تو بیفتم

میرسد روزی که بی من روزها را سر کنی ، میرسد روزی که مرگ دوست را باور کنی ، میرسد روزی که تنها در کنار قبر من ، خاطرات کهنه ام را مو به مو از بر کنی

از اداره برق مزاحمتون میشم ، شاکی خصوصی دارید ، برق چشاتون یه نفر رو کشته

شماره کفشت را بفرست تا بزنم رو پیشونیم تا همه بدونند خاک پاتیم

لاک پشتها هم عاشق میشند ، ولی تحمل درد عشق براشون راحته چون حداقل عشقشون آروم آروم ترکشون میکنه

میگند خدا بهترین چیز را به بندش میده ، اما من بهترین بندش نیستم که تورا بهم داده

وقتی دلت تنگ شد وقتی چشمانت تر شد وقتی دیگه نبود کسی یه امید یه همنفسی بدون که هست اینجا کسی که تو واسش همه کسی

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 5:14 توسط میترا |


نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام


+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 23:53 توسط میترا |


+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 23:46 توسط میترا |


هر وقت خواستي بدوني كه کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني:

اگه نگات کرد عاشقته .

اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره

اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره

و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره.

از طرف یه دوست!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 6:13 توسط میترا |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 6:9 توسط میترا |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 6:7 توسط میترا |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 6:0 توسط میترا |


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 5:56 توسط میترا |


آنقدر آرزوهایم را به گور بردم

که

دیگر جایی برای جسدم نیست

....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 6:25 توسط میترا |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 5:40 توسط میترا |


صد بار قسم خوردم که هرگز نام تو را به زبان نياورم ولي افسوس که قسمم هم نام تو بود

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387 2:20 توسط میترا |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 4:28 توسط میترا |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 4:27 توسط میترا |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 4:26 توسط میترا |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 4:23 توسط میترا |


خدا 

 نه برای خورشید   

             نه برای زمین

                         بلکه برای گلهایی که برایمان می فرستد

                                                                       چشم به راه است

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 22:44 توسط میترا |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 22:42 توسط میترا |


+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 1:59 توسط میترا |


X

Home
Email
Bahar20

Archives

اسفند 1387

آذر 1387

آبان 1387
مهر 1387
فروردین 1387
بهمن 1386



بهترین کد های موزیک برای وبلاگ
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهاربیست


LinkDump

عاشق عاشق شدنم
آرشیو پیوندهای روزانه